مصاحبه های مدیر عامل در ویژه نامه رسمی سیزدهمین نمایشگاه

ویژه نامه رسمی سیزدهمین نمایشگاه لوازم خانگی تهران

سال نهم، دوره جدید، شماره 37

 

 

حکایت هم چنان باقی است

به مناسبت برگزاری سیزدهمین نمایشگاه بین المللی لوازم خانگی سراغ بردیا پالاهنگ مدیر عامل شرکت بنتاتی که امسال به دلایلی از جمله به دلیل خارجی تلقی شدن برندش، امکان حضور در نمایشگاه را پیدا نکرده است رفتیم تا از تحولات صنعت و تجارت لوازم خانگی در ایران از منظر این فعال توانمند و خلاق عرصه تولید و اقتصاد آگاه شویم. بردیا پالاهنگ در پاسخ پرسش های اقتصادی "اقتصاد و نمایشگاه" گفت: در کشور ما، حتی در شرایط حاضر آهنگ حرکت و شتاب توسعه اقتصاد کلان که عمدتاً به تصمیم گیران دولتی مربوط می شود، در حدی نیست که در دوره های کوتاه و متوسط شاهد رشد و تحولی چشمگیر در اقتصاد باشیم و به نوعی شاهد در جا زدن اقتصاد کشور هستیم. بنابراین پاسخ بنده به این پرسش های شما دقیقاً همان پاسخ هایی است که حدود یک ماه پیش در مصاحبه ام به مناسبت گشایش نمایشگاه لوازم آشپزخانه در هتل المپیک به عرض خوانندگان "اقتصاد و نمایشگاه" رساندم و در شماره ویژه آن نمایشگاه چاپ و منتشر شد. به عبارتی در یک ماه اخیر اتفاق جدیدی در عرصه اقتصاد روی نداده و  در بر همان پاشنه می چرخد که پیش از آن هم می چرخید، یعنی مسئولان همچنان سخنان زیبا می گویند و وعده های شیرین می دهند اما اقتصاد کشور هم چنان در وضعیت سکته ناقص به سر می برد و در عمل شاهد تغییر و تحول عمده و مثبتی نبوده ایم. به عبارتی حکایت همچنان باقی است و با حلوا حلوا گفتن کامی شیرین نشده است. نرخ دلار هم به فرموده مسئول محترم دولتی آن در محدوده 3 هزار تومان حفظ شده است. اما در بنتاتی به فضل خدا، در حال اجرای طرح های مصوب هستیم و برنامه های تدوین و تصویب شده مو به مو عمل می شود و پیش می رود. با این توضیح اگر همچنان مصر هستید که در این شماره از نشریه تان نظرات بنده را داشته باشید، پیشنهاد می کنم همان مصاحبه قبلی را عینا چاپ کنید. چون از آن تاریخ تاکنون در عرصه اقتصاد آب از آب تکان نخورده است. فقط لطفا یک اشتباه چاپی در آن گفت و گو درباره نرخ ارز را که به جای 2975 تومان گفته بنده، سهواً 2775 تومان درج شده بود، اصلاح فرمایید چون این شائبه برای برخی دوستان پیش آمده که بنتاتی ارز را از کجا به این قیمت می خرد!

 

بردیا پالاهنگ مدیرعامل بنتاتی:

بنتاتی با فراهم آوردن همه زیر ساخت ها آماده خلق یک کار بزرگ است

 

بنتاتی برخلاف آن چه از ظاهرش برمی آید، یک نام ایرانی است و محصولاتش نیز برخلاف آن چه بعضی ها فکر می کنند، اغلب براساس طرح و ایده هایی شکل گرفته اند که بردیا پالاهنگ مدیر عامل خوش فکر و مبتکر بنتاتی و همکاران خلاقش خلق کرده و برای ساخت به کارخانه های معتبر در گوشه و کنار جهان می دهند. به این اعتبار بنتاتی یک شرکت تولید کننده ایرانی است؛ گیریم که تولید کننده ای بی کارخانه. چرا که تولید، محصول فکر است، پیش از آن که محصول دست باشد. سال هاست که بسیاری فعالان اقتصادی و کارشناسان وطن دوست حسرت می خورند که چرا مثلاً زعفران یا میگوی تولید ایران را کشورهای صاحب ایده و خوش ذوق تر از ما با اندکی فرآوری و بسته بندی شکیل تر با نام و برند خودشان به بازارهای جهان عرضه می کنند و سود واقعی را همان ها می برند. حالا در حوزه لوازم خانگی کسی پیدا شده است به نام بردیا پالاهنگ که برخلاف جریان این آب شنا کردن را خوب بلد است. این بار ما هم هستیم که محصولات ساخت سایر کشورها را می آوریم و با نام ایرانی به بازارهای دیگر عرضه می کنیم. این هم نوعی تولید کار و ثروت برای کشور است. آخر قرار نیست که ما همه چیز را خودمان بسازیم و خوب هم بسازیم. خیلی از کالاها را دیگران بهتر و ارزان تر از ما می توانند بسازند. این که ما بتوانیم ایده و طرح خودمان را به آن ها بدهیم که آن را با مواد و مشخصاتی که ما می پسندیم تولید کنند و ما این تولید را در بازارهای داخل و خارج بفروشیم، هنر و فن بزرگی است که بردیا پالاهنگ و افرادی نظیر او از آن برخوردارند و باید از آن ها بخواهیم که این فن و هنر را به نسل جوان هم بیاموزند.

آقای پالاهنگ، با شناختی که نسبت به بنتاتی داریم و با توجه به عملکردهای سابق و اخیرتان، به نظر می‌رسد وارد مرحله یا فاز جدیدی از کار شده‌اید؟

درست تشخیص داده‌اید، در حقیقت با شاخص ‌های حرفه‌ای و تعریف شده خودمان، باید همه اقدامات انجام گرفته را در راستای ایجاد زیرساخت به حساب آورد که به لطف خدا به نحو شایسته‌ای به پایان رسیده است.

جالب است، بسیاری از جمله خود ما که از نزدیک عملکرد بنتاتی را دیده و شاهد موفقیت‌های روزافزون آن هستیم، بدون اغراق، بر این باوریم که مجموعه بنتــــــاتی راه سی‌ ساله را در این چند ساله اخیر رفته است ولی شما می‌فرمایید تازه این همه کار به منزله ایجاد زیرساخت بوده است؟!

در ابتدا عرض کردم با شاخص‌ های حرفه ‌ای مجموعه خودمان، بله تا این جا ایجاد زیرساخت است، اما ممکن است با شاخص‌ های رایج در تجارت کشور، همان باشد که شما می‌فرمایید. در هر حال کار آماده بهره‌ برداری با کیفیت ممتاز برای همه گروه ‌های مرتبط است.

منظورتان از گروه‌ های مرتبط، مشخصاً چه کسانی است؟

هموطنان عزیزم به عنوان گروه‌ های مصرف کنندگان، همکاران گرامی ام به عنوان فروشگاه ‌داران، مدیران محترم شرکت‌ های زنجیره‌ ای و ســازمان‌ ها، نمایندگی‌ های بزرگوارمان برای پخش و توزیع، همکاران گرانقدرمان در شرکت بنتاتی و اساتید عزیز و گرامی آشپزی و شیرینی پزی و ...

پس با این زیرساخت های قوی یا بهتر است بگوییم با این فونداسیون بتونی و فوق حرفه‌ای، باید منتظر جهش بی‌نظیر از بنتاتی باشیم؟

بله با امید و توکل به خدا، همه شاخص ها برای رشد و توسعه همه جانبه مهیا است و از همه مهمتر بزرگ ‌ترین سرمایه بنتاتی که همان منابع انسانی است با توانمندی بیشتر و تجربه کارآمدتر آماده خلق یک کار بزرگ است.

 

اوضاع اقتصادی کشور را برای ورود به این مرحله از کارتان چگونه ارزیابی می‌ کنید؟

ما از ابتدا در استراتژی خود، این نابسامانی‌ ها را دیده‌ایم و همیشه براساس واقعیات برنامه ریزی و عمل کرده‌ایم. از این رو همیشه خروجی منطقی به دست آورده‌ایم. شک نداریم که حاصل ضرب دو در دو می‌شود چهار، حالا یک وزارتخانه یا سازمانی در آمارهای خود بگوید، نخیر می شود صد و چهار، این آمار تأثیری بر روند فکری و عملکرد واقعی ما نخواهد گذاشت به قولی با حلوا حلوا که دهان شیرین نمی شود. به طور مثال بعضی در دولت های مختلف گفتند و می گویند که یک میلیارد تن حلوا برای مردم تولید می کنند که دهان‌شان شیرین شود و احتمال دارد این اعداد و ارقام برای عده ای جذابیت داشته باشد ولی ما در بنتـــاتی وقتی در برنامه خودمان قرار بوده 10 گرم حلوا به مخاطبــین خودمان بدهیم تا بلکه کام شان شیرین شود، طبق برنامه ها و مصوبات عمل می کنیم و با تلاش صادقانه و شبانه ‌روزی آن را برآورده می کنیم.

به قول حضرت مولانا که می فرمایند:

آن غریبی خانه می جست از شتاب

دوســـــتی بردش سوی خانۀ خراب

گفـــت او این را اگر ســـــقفی بُدی

پهـــلوی من مــرمــرا مسکن شدی

هم عیـــــال تو بیاســــــــــودی اگر

در میـــــانه داشــــــــتی حجرة دگر

گفت آری پهـــــــــلوی یاران بهست

لیک ای جان در اگر نتــوان نشست

ما هم سعی می‌کنیم به توصیه حضرت مولانا گوش جان دهیم و روی اما و اگرهای دیگران حساب نکنیم و به کار حساب شده خودمان بپردازیم.

در واقع شما می ‌فرمایید که همه موارد تأثیرگذار درونی و بیرونی را در استراتژی ‌تان لحاظ کرده ‌اید؟

بله و البته این اثرات بیرون از سازمان در مواردی نه تنها به اقتصاد آسیب می ‌زند بلکه روابط انسانی و اجتماعی افراد و جامعه را به پرتگاه سقوط می‌ برد. مثلاً در جایی می‌ گویند و یا می ‌نویسند که دلار به زیر سه هزار تومان رسید و این تیتر را به گونه‌ ای بزرگ می‌ کنند که برخی در لحظات مواجهه با خبر فکر می ‌کنند دلار به 500 تومان رسیده در صورتی‌ که 2975 تومان شده و جالب این که یک مقام دولتی از تریبون رسمی کشور می ‌گوید: به صلاح نیست که نرخ دلار به زیر سه هزار تومان بیاید و در ادامه به گونه ‌ای القاء می ‌شود که مردم فکر کنند این تجار و کسبه هستند که اقتصاد کشور را به نابودی کشانده ‌اند و در مواقعی مردم را به جان هم می ‌اندازند و با کمال تأسف کسی هم پاسخگو نیست.


سال نهم، دوره جدید، شماره 38

 

 

 

دَمی با بردیا پالاهنگ مدیرعامل بنتاتی

برای رشد و توسعه اقتصادی چه کارها که نباید بکنیم

بردیا پالاهنگ مدیر عامل فرزانه شرکت بنتاتی تسلط کم نظیری بر متون کلاسیک ادبیات پارسی به ویژه فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران زمین دارد. از آن مهم تر مهارت و ذوق سلیم وی در استفاده از این متون عرفانی، در مباحث سخت و زمخت اقتصادی و تولید و تجارت است که با ظرافتی مثال زدنی، آن مباحث صعب و درشت را به مدد نثر و نظم عرفانی پارسی به بحثی خواندنی، شنیدنی شیرین و قابل ادراک بدل می نماید. به مناسبت برگزاری سیزدهمین نمایشگاه بین المللی لوازم خانگی با مدیر عامل ادیب بنتاتی گفت و گویی درباره حال و هوای اقتصاد و تولید کشور کرده ایم که پالاهنگ با توسل و مدد از همین متون عارفانه، پاسخ هایی کاربردی به پرسش های ما داده است که خواننده را به تأمل و تعمق وا می دارد.

پالاهنگ معتقد است که برای قرار گرفتن در مسیر رشد و توسعه اقتصادی باید از خیانت و دروغ و تقلب اجتناب کنیم تا خداوند به ما لیاقت و برکت تولید عنایت فرماید. خواندن و تأمل در مفاهیم این گفت و گوی جذاب را به خوانندگان "اقتصاد و نمایشگاه" توصیه می کنیم.

وضعیت رشد و توسعه اقتصادی در تجارت های خرد و کلان را چگونه ارزیابی می کنید؟

کلمات "رشد" و "توسعه" را باید در مواردی استفاده کرد که زیر ساختی درست شکل گرفته و همه امور در جهت یکسان به پیش می رود. یکسان به معنای رو به هدف حرکت کردن و در راه بودن و در راه ماندن.

بنابراین با چنین تعریفی باید گفت در کشوری که در رعایت اصول و قواعد زیر الفبایی و نه حتی الفبایی، ناتوانی های مثال زدنی وجود دارد، در اساس، استفاده از کلمه رشد، بی معنی است. در یک تعریف کلی باید عرض کنم، اوضاع اقتصادی کشور مثل اوضاع رانندگی مان است، اوضاع رانندگی مان مثل اوضاع جاده های مان است و به همین سبک مثل اوضاع مسکن، هنر، مدرسه، فرهنگ، دانشگاه و حتی مرده شور خانه های مان است.

در واقع در یک کلام، انضباطی مثال زدنی وجود دارد، آن هم در بی انضباطی و رعایت نکردن قوانین و زیر پا گذاشتن اصول.

با این توضیحات، اوضاع را امیدوار کننده می دانید؟

اگر منظورتان شخص بنده است که باید عرض کنم، تکلیفم با خودم روشن است و با توکل به خدا و با سرمایه اصلی شرکت بنتاتی که همان منابع انسانی مان است، کارها را به پیش می بریم و از هیچ خدمتی برای مردم و کشورم فروگذار نخواهم کرد، چرا که خدمت را تکلیف دانسته و در این راه خود را بدهکار وطنم می دانم و امیدوارم خداوند لیاقت و توفیق این خدمت را به حقیر عطا فرمایند.

حضرت مولانا می فرمایند:

خدمتی می کن برای کردگار                    با قبول و رد خلقانت چه کار

و اما واقعیت این است که در اغلب کشورها که سوابق تاریخی، فرهنگی و تمدن شان بیش از ما نیست، انسان هایی در قالب یک گروه، تشکل یا شرکتی، به میزان مشخصی در طول شبانه روز وقت گذاری می کنند و مسائل و گرفتاری های پیش رویشان هم، موارد کاری است که همه آن ها در چارچوب کار حرفه ای تعریف شده است و در هر دوره ای به یک خروجی معینی می رسند. اما در کشور ما این انسان ها، چنان بی حرمت شده اند که برای بسیاری شان که درست و شرافتمندانه کار می کنند، داشتن خانه یا ماشین خوب به رویا تبدیل شده است که این توهین به مقام انسان است. شما در چنین شرایطی از رشد و توسعه صحبت می کنید؟ از کشوری که چنین رفتاری با مقام اشرف مخلوقات دارد، رشد و توسعه انتظاری باطل است.

با شناختی که از شما و مجموعه بنتاتی داریم، روح مجموعه شما همیشه امید بخش بوده است.

گفته های بنده، نباید اشتباه تعبیر شود، بنده از واقعیت ها صحبت می کنم. یقین بدانید برای حل هر مسئله باید اصل مسئله را به درستی شناسایی کنیم و گرنه به بی راهه می رویم و یا وقت را به تعارفات کسل کننده می گذرانیم و در نهایت مشکلات و مسائل، پیچیده تر و عمیق تر می شوند.

در حقیقت بنده اهل حل مسئله هستم و نه پاک کردن صورت مسئله آن هم با نام "خوش بینی" و یا عبارت هایی شیک مثل "نیمه پر لیوان را ببینید."

وقتی پسربچه ای 9 ساله در ساعت 12 شب با یک گونی که دو برابر حجم و وزن خودش است در درون سطل آشغال ها به دنبال رزق و روزی اش می گردد، این دیگر نیمه پری هم دارد؟

عده ای هم که هیاهو به راه انداخته اند که این گداهای خیابانی بعد از ساعت کاری شان، با ماشین های پانصد میلیون تومانی می روند ویلاهایشان؛ و این یعنی پاک کردن صورت مسئله.

به نظر شما برای این که در مسیر رشد و توسعه قرار بگیریم چه باید بکنیم؟

به نظر بنده باید یک کارهایی را نکنیم. مثلا خیانت نکنیم، دروغ نگوییم و امثال این ها. بعد اگر این کارها را کنار گذاشتیم، خداوند توفیق خدمت را به ما می دهد، آن گاه می توانیم کارهای خوبی مانند راستگویی، امانت داری، پاسخگویی، کسب دانش، تحقیق، برقراری ارتباط مؤثر با مخاطب و در نهایت کار حرفه ای انجام دهیم و این مقام به دست نمی آید، مگر با پایداری در راه کسب دانش و معرفت که البته به قول حضرت مولانا:

طعمه هر مرغکی انجیر نیست

در واقع شما انجام کارها را به صورت حرفه ای راهگشا می دانید؟

بنده یقین دارم، کشوری که افراد حرفه ای را به کار می گمارد، همیشه با اخلاق تر است و بزهکاری شان کم تر از کشورهایی است که کارها را به نابلد ها می سپارند.

البته با این توضیح که افراد حرفه ای در کار و تخصص خودشان به کار  گرفته شوند.

حضرت مولانا می فرماید:

موضعِ رُخ شَه نِهی ویرانی است             موضعِ شَه اسب هم نادانی است

می دانید که حضرت می خواهند استفاده به جا از افراد را با تشبیه جهان هستی و کار به صفحه شطرنج به ما بفهمانند و می فرمایند که هر کسی باید درست و در جای خود قرار گیرد و گرنه کار به ویرانی می انجامد.

منظور شما از طرح این موضوع این است که از تجربیات دیگران استفاده کنیم؟

بله و این یک اصل است که باید رعایت شود. در تاریخ هزاران هزار تجربه های عالی وجود دارد که می تواند کارآمد باشد؛ اما بسیاری از ما اصرار داریم که خودمان تجربه کنیم و این هم از ویژگی های منحصر به فرد برخی مدیران کشور ماست که مدام در حال اختراع چرخ هستند و به هیچ کس یا مرجعی هم پاسخگو نیستند.

نظرتان در مورد طرح هایی که برای بهبود اوضاع داده می شود چیست؟

در این سال ها چند نوع طرح داده شده، مثلا 5 ساله یا صد روزه، منظور شما کدام است؟ راستش طرح ها و حرف های شیک که زیاد شنیده ایم اما تناسبی با جامعه ما نداشته اند.

حضرت مولانا فرمود:

طفل را گر نان دهی بر جای شیر            طفل مسکین را از آن نان مرده گیر

طرح باید با زیر ساخت های اقتصادی و فرهنگی کشوری که قرار است در آن اجرا شود تناسب داشته باشد. مثلا به عنوان حمایت تولید کنندگان محترم طرح ممنوعیت واردات را مصوب کردند که نتیجه اش را همه می دانیم، یک طرح سه سر باخت که هم مصرف کننده، هم تولید کننده و هم وارد کننده آسیب دیدند و هیچ کس هم پاسخگو نیست.

پس چه باید کرد؟

این همان پرسش تاریخی است. پرسشی که هر شرکتی یا کشوری به آن پاسخ داد به پیروزی رسید. باید افراد حرفه ای را برای هر سمت و شغلی به کار گرفت. بدیهی است که باید افراد را آموزش داد، تربیت کرد و سپس در راهی قرار داد تا به افرادی حرفه ای تبدیل شوند. برای این کار باید مراکز علمی، فرهنگی و هنری را تقویت و حمایت کرد و با ایمان و اعتقاد به این راه، برای رسیدن به رشد و توسعه همه جانبه شرکت ها و کشور تلاش شبانه روزی کرد که به باور بنده این همان جهاد واقعی است.

 بعد از جنگ جهانی به یکی از کشورهای اروپایی بودجه ای برای ساخت خرابی های به بار آمده از جنگ تعلق گرفت. مدیران یکی از شهرها قسمت اعظم بودجه را صرف ساختن مراکز علمی، فرهنگی و هنری مانند دانشگاه ها، مدارس و کنسرواتورها کردند و در پایان اظهار داشتند که با داشتن مردمی با فرهنگ و عالم می توانیم آینده مان را بسازیم و اقتصاد را به سامان برسانیم.

بنتاتی در این راستا چه اقداماتی کرده است؟

همان گونه که در نوبه های پیش گفته بودم در بنتاتی یک پایگاه فرهنگی تعریف کردیم با ایمان و اعتقاد راسخ به این که "داشتن مشتریان با فرهنگ بهتر از مشتریان بی فرهنگ است." و به طور دقیق و با تلاش بسیار زیاد کار می کنیم تا دِین خود را در این خصوص به مردم و کشورمان ادا کنیم.

چه کارهایی را در این بخش انجام می دهید؟

به چند مورد آن اشاره می کنم، یکی روش های حل مسئله است که به صورت عملی، به هر کاری که در آن مسئله ای ایجاد می شود می پردازیم و به صورت جدی وقت گذاری می کنیم تا به راه حل های درست دست یابیم.

دیگر این که یک تقویم مناسبتی تعریف کرده ایم که هدف آن برگزاری ارتباط غیر مادی بر پایه ایجاد رابطه صمیمانه از راه یک رسانه فرهنگی است که بتوانیم در حین رساندن پیام دوستی به مخاطبین، ایشان را با مفاهیم ارزشی درگیر کنیم و برخی را حتی مجبور نماییم تا سطح دانش و آگاهی شان را افزایش دهند. برای این پروژه مبالغ هنگفتی صرف طراحی، اجرا و ارسال ابزار های اطلاع رسانیِ تعریف شده کرده ایم. در خصوص درست سخن گفتن و درست نوشتن وقت گذاری های جدی صورت می گیرد به نحوی که مخاطبین نیز تحت تأثیر روش های اعمال شده با ادبیات مناسب تری نسبت به دوره های پیشین می گویند و می نویسند.

به هر حال می فرماید:

نان دهی از بهر حق، نانت دهند              جان دهی از بهر حق، جانت دهند

ما هم در اقتصاد و نمایشگاه برای شما آرزوی توفیق روزافزون داریم.

سپاس می گویم و بنده هم برای شما و همه هموطنان گرامی ام آرزوی سربلندی دارم.


سال نهم، دوره جدید، شماره 39

 

 

توصیه های بردیا پالاهنگ به فعالان تولید و تجارت درباره رعایت اخلاق حرفه ای

نوبت کهنه فروشان در گذشت

برای موفقیت در هر تولید و تجارت، تجمیع عوامل و امکاناتی در کنار هم، ضرورتی بدیهی و انکار ناپذیر است. نوع کالای تولیدی باید با هوشیاری و براساس نیاز و سلیقه مصرف کننده تعیین شود. منابع انسانی کاردان و شایسته در کنار منابع مالی و تجهیزات مناسب تولید فراهم آید. نقشه راه با ذکاوت ترسیم گردد و برای محصول با کیفیت، مشتری پایدار جستجو گردد. اما آن چه تمام این عوامل تولید را بسان نخ تسبیح محکم و پرصلابت به هم می پیوندد، رعایت آداب و اخلاق حرفه ای و انسانی است.

بردیا پالاهنگ مدیر عامل شرکت بنتاتی در گفت و گو با "اقتصاد و نمایشگاه" با سود جستن از احاطه و تسلطی که بر ادبیات و فرهنگ عرفانی ایران دارد، فعالان اقتصاد را به پاس داشتن آداب و اخلاق انسانی در تولید و تجارت دعوت و توصیه کرده و نکوداشت اخلاق را رمز و راز موفقیت پایدار و پربرکت در اقتصاد و کار دانسته است.

پالاهنگ تولید با جان و دل به خاطر شرف و ارزش کار و تولید، رعایت حقوق تولید کننده و مصرف کننده، آموختن دائمی و پایان ناپذیر، تمرکز بر هدف های اصلی و پرهیز از حاشیه روی، صبر و توکل و توسعه گام به گام، انسان محوری، امید و رجا به لطف پروردگار و عشق به وطن و هموطنان را از عوامل موفقیت در تولید و تجارت برشمرده و به ویژه بر نوآوری، خلاقیت، به روز بودن و نو شدن پیوسته تأکید کرده است.

خواندن این گفت و گو را به خوانندگان نکته دان "اقتصاد و نمایشگاه" توصیه می کنیم.

 

آقای پالاهنگ، براساس شواهد موجود در سال های اخیر، بنتاتی فاصله بسیار زیاد و عمیق و معنی داری از دیگر شرکت های این صنف گرفته و با توفیق بسیاری در نزد مصرف کنندگان خاص و اهالی صنف رو به رو شده است، شما به عنوان مدیر عامل این شرکت دلایل موفقیت مجموعه را در چی می بینید؟

نخستین دلیل این است که به رهنمون حضرت مولانا با جان و دل عمل کرده ایم که می فرماید:

از خدا جوییم توفیق ادب                           بی ادب محروم ماند از لطف رب

در بنتاتی نسبت به مشتریان درون سازمانی و برون سازمانی، با ادب و احترام ویژه ای رفتار و عمل می شود و با اتکا به این سرمایه خدایی، توفیق بسیار به دست آورده ایم و همواره در این راه خود را بدهکار مردم و کشورمان می دانیم.

سپس عمل به توصیه دیگر حضرت مولانا است که می فرماید:

لیک کار از کار خیزد در جهان

بنابراین استراتژی مان را که حاصل تلاش و تحقیق بسیار بوده، مو به مو با کار و تلاش شبانه روزی اجرا می کنیم و این که در سیستم بنتاتی، کسی توهم خود بزرگ بینی ندارد و همگی سعی در آموختن از هر کسی که نکته ای برای آموزش داشته باشد داریم و در این راه از گفتن کلمات "نمی دانم" و "نمی فهمم" واهمه ای نداریم که این خود مقدمه ای است برای تحقیق و آموختن و یاد گرفتن آن چه نمی دانیم.

که در این باره می فرماید:

مشتری علم تحقیق حق است                            دائما بازار او پر رونق است

و هم او فرمود:

فهم کن والله اعلم بالصواب

مورد دیگر تمرکز است، تمرکز بر اهداف و اجرای دقیق مصوبات که بسیار اهمیت ویژه ای دارد.

چون ز جو جَست از گَله یک گوسفند                   پس پیاپی جمله از آن سو بَرجهند

گوسفندان حواست را بران                                  در چرا از اخراج المرعی چِران

تا در آن جا سنبل و ریحان چَرند                            تا به گلزار حقایق رَه بَرند

هر حست پیغامبر حس ها شود                          تا یکایک سوی آن جنت رَود

مورد دیگر تأکید شرکت بر فهم کردن این موضوع است که برای رسیدن به هر هدف والایی که در استراتژی بنتاتی داریم، باید صبر داشته باشیم و می دانید که در این کشور عزیزمان، بسیاری می خواهند یک شبه به همه چیز برسند. در این خصوص حضرت مولانا می فرمایند:

صبر آرد آرزو را نه شتاب                                       صبر کن الله اعلم بالصواب

موضوع دیگر، به روز بودن جهانی است که در دستور کار بنتاتی است و مدام در حال به روز رسانی و نو شده در همه عرصه ها هستیم و با برترین های جهان در ارتباطیم، به نحوی که برخی از محصولات بنتاتی در کل جهان فقط توسط سه کشور تولید می شود. که فرمود:

نوبت کهنه فروشان دَر گذشت                             نو فروشانیم و این بازار ماست

و اما شاه بیت و مهم ترین عامل رشد و توسعه پایدار، انسان محوری بنتاتی است و نه سرمایه محوری و ساختمان و میز و صندلی و کالا محوری که به یقین این موضوع بزرگ ترین و کلیدی ترین عامل است:

کاملی گر خاک گیرد زَر شود                                 ناقص اَر زَر بُرد خاکستر شود

چون قبول حق بود آن مرد راست                         دست او در کارها دست خداست

انسان های حرفه ای و شریف کارهای خدا گونه انجام می دهند. بنده شک ندارم که در این راه به هر میزانی با مردم شفافیت، راستی و ادب داشته باشیم و به ایشان خدمات و کار حرفه ای ارائه کنیم، به موفقیت می رسیم و میزان پیروزی مان به همان میزان سرمایه گذاری در همین عرصه هاست و نه فقط در سرمایه گذاری دلارهایمان.

در برابر این موارد هر انسان شریف و هر تاجر حرفه ای سر تعظیم فرود می آورد ولی متأسفانه در عرصه تجارت امروز، بسیاری از سر ناتوانی، به تخریب دیگران روی می آورند و یا با تقلب و ناراستی سعی در به دست آوردن سهمی در بازار دارند. در این رابطه چه نظری دارید؟

این موفقیت ها زود گذرند و فانی. درباره کار حرفه ای و دراز مدت و منافع پایدار سخن می گوییم. از تجارتی می گویم که پس از دوره ای تلاش صادقانه توسط یک شرکت، مردم با دیدن نام آن برند به آن اعتماد می کنند و با لذت بهای محصول آن را می پردازند.

محال است که متقلبان در دراز مدت شانسی در برابر حرفه ای های پاک سرشت داشته باشند. امکان ندارد خدا صالحان را رها کند و از دغلکاران و دروغ گویان و نابلدان حمایت کند. تشکیلات و حکومت ناصالحان محکوم به سرنگونی و شکست است. این قول و وعده خداست و بنده حقیر هم روی این قول حساب کرده و می کنم. حضرت مولانا در این باره می فرمایند:

کی پسندد عدل و لطف کردگار                            که گُلی سجده کند در پیش خار

و باز می فرماید:

آن را که منم خرقه، عریان نشود هرگز               آن را که منم چاره، بیچاره نخواهد شد

توصیه شما به کسانی که از راه های غیر انسانی به دنبال ثروتمند شدن هستند، چیست؟

همان مواردی که در ابتدای سخنم گفتم که البته در کشور ما بسیارند کسانی که نه تنها این موارد را می دانند بلکه می توانند ساعت ها در این خصوص منبر بروند ولی در عمل هیچ! می فرماید:

سّرِ من از ناله من دور نیست                               لیک چشم و گوش را آن نور نیست

به آن ها که متوجه نمی شوند و  به قول جناب مولانا، چشم و گوششان هم آن نور را ندارد، چه می گویید؟

حضرت می فرماید:

در نیابد حال پخته هیچ خام                              پس سخن کوتاه باید والسلام

ولی باز هم حیفم می آید که این وعده را هم  در پی اش نگویم که فرمود:

هر که را جامه ز عشقی چاک شد                       او ز حرص و عیب، جمله پاک شد

پس باید امیدوار بود؟

شک نکنید؛ چرا که فرمود:

من غریبم از بیابان آمدم                                       بر امید و لطف سلطان آمدم

بوی لطف او بیابان ها گرفت                                ذره های ریگ هم جان ها گرفت

همین امیدواری می تواند از علامات وصل شدن باشد و شاید بعد از وصل هم اتفاقات دیگر روی دهد. باور کنید اگر در راه قرار بگیریم و برای رسیدن، تشنگی داشته باشیم، چه بسا با انگیزه ثروت اندوزی شروع کنیم ولی یک باره به خود آییم و ببینیم، تبدیل به یک خدمتگزار سینه چاک مردم و کشورمان شده ایم.

به هر حال هر کس به قدر فهم و تلاش و در راه بودن و در راه ماندنش بهره می برد.

 تا بدین جا بهر دینار آمدم                                     چون رسیدم مست دیدار آمدم

و باز می فرماید:

هر کسی اندازه روشن دلی                                غیب را بیند به قدر صیقلی

هرکه صیقل بیش کرد، او بیش دید                     بیشتر آمد بر او صورت پدید

باید گفت این همان تفکری است که می گوید واقعاً باید به قصد خدمت و قربت کار کنیم تا کشورمان آباد شود. کسانی که این ویژگی ها را دارند از خاصان و مقربان هستند که البته هر یکی شان سپاه و لشکری از شیاطین را مغلوب می کند و در برابر همه باطل ها حسین (ع) وار می ایستد. از این رو بود که فرمود:

بی غرض نبود به گردش در جهان                        غیر جسم و غیر جان عاشقان

و این انسان همان انسانی است که خداوند در زمان خلقتش فرمود:

فتبارک الله احسن الخالقین

و فرشتگان را فرمود: بر او سجده کنید. فرشتگان گفتند: پروردگارا او در زمین نافرمانی خواهد کرد و حضرت حق فرمود: من چیزی می دانم که شما نمی دانید. پس همگی سجده کردند به جز شیطان.

به نظر شما آن چیز چه بود که خداوند به فرشتگان فرمود، شما نمی دانید؟

به نظر من "فدا". فدای بی چشمداشت. می دانید این صفت در میان آفریدگان و این جهان هستی، تنها در انسان است. فقط اوست که به مقامی می رسد که خود را فدای دیگران، کشورش، مردمش و یا فدای یک آرمان و ایده می کند و به راستی که چه شگفت انگیز است این انسان.

پس برای بهبودی و موفقیت اقتصادی هم باید فداکاری کرد؟

برای بهبودی در همه عرصه ها باید فداکاری کرد. متأسفم که این مطلب را می گویم ولی راستش یکی از جدی ترین دلایل عدم رشد و توسعه کشور ما در همه موارد این است که همه طلبکارند. مدیران فکر می کنند به کارکنان شان صدقه می دهند. دولتی ها فکر می کنند که ولی نعمت و ارباب مردمند و اگر کسی از میان رعیت شان بپرسد چرا؟ حتما گستاخ است و چه بسا مستحق نابودی. بسیاری از مردم به جای کمک به همدیگر به هم می تازند. بسیاری از جوانان هم به واسطه کارهایی که باید در کشور انجام می شد که نشده، با واژه ای به نام "عشق به وطن" غریبند تا چه رسد به احساس دِین.

پس باید عشق به وطن را هم به عوامل مؤثر در رشد و توسعه کشور اضافه کنیم؟

بدون شک که فرمود:

چو ایران نباشد تن من مباد

بسیار ممنون از این وقت گذاری و با آرزوی سرافرازی برای اقتصاد و تولید کشور

سپاس از شما و همه مردم گرامی و با آرزوی ایرانی سربلند و سرافراز


سال نهم، دوره جدید، شماره 40

 

آفات توسعه بنگاه های اقتصادی در گفت و گو با مدیر عامل بنتاتی

بنگاه های اقتصادی را از مکر موش ها حفظ کنیم

بنگاه های اقتصادی و فعالان تولید و تجارت، همواره از سوی برخی عوامل درونی و بعضی عوامل برونی در معرض تباهی و فروپاشی اند. بردیا پالاهنگ مدیر عامل بنتاتی با نگاهی به تعالیم مولانا، در گفت و گویی، بخشی از این آفات توسعه را برشمرده و بویژه بر خطر عدول مدیران از قواعد و برنامه های مصوب، ضرورت پاسداشت ارزش ها و مبارزه با ارزش خواران پای فشرده و مدیران جوان کشور را به فرا گرفتن روش های مدیریت بحران دعوت کرده است.

خواندن این گفت و گو را در ادامه مباحث پیشین بردیا پالاهنگ به خوانندگان "اقتصاد و نمایشگاه" توصیه می کنیم.

در شماره های قبل درباره عواملی که می توانند در رشد و توسعه مجموعه مؤثر باشند، گفت و گو کردیم.

 

حال پرسش بنده این است و شاید پرسش بسیاری خوانندگان نشریه، که چرا برخی از شرکت ها حتی پس از ده سال یا بیشتر دچار بحران و مشکلات ابتدایی می شوند؟

پاسخ اصلی خیلی روشن است. گرچه عوامل بازدارنده رشد و توسعه و موانع آسیب رسان به هر مجموعه ای می تواند با دیگری متفاوت باشد اما با فرض برابری شرایط پایه ای، مجموعه ها در یک اصل مخرب که عامل فروپاشی است، مشترک هستند و آن هم بی اعتنایی نسبت به رعایت مصوبات و تأثیر گذاری مخرب مدیران ارشد و هیأت مدیره با عدول کردن از قواعد داخلی سازمان است و در ادامه کارهایی در آن جا انجام می شود که علاوه بر این که بسیار عادی شده، هیچ شباهتی هم به برنامه های مصوب و استراتژی تعیین شده در روز شروع به کار شرکت ندارد.

حضرت مولانا در این خصوص ماجرایی را می فرمایند که راهکار را نیز در ادامه اش فرموده اند:

ما در این انبار گندم می کُنیم                               گندم جمع آمده گم می کنیم
می نیندیشیم آخر ما به هوش                             کین خلل در گندم است از مکر موش
موش تا انبار ما حفره زدست                                وز فنش انبار ما ویران شدست
اول ای جان دفع شر موش کن                            و انگهان در جمع گندم کوش کن
گر نه موشی دزد در انبار ماست                          گندم اعمال چل ساله کجاست 
ریزه ریزه صدق هر روزه چرا                                 جمع می ناید در این انبار ها

موش ها همان هایی هستند که قوانین را زیر پا می گذارند و مجموعه ها را به نابودی می کشانند و اگر شر آن ها از سر مجموعه کم شود، موفقیت حتمی است.

بهتر نیست در ابتدا اجازه ورود موش ها را به مجموعه ندهیم؟

بهتر است اما در آرمانی ترین شرایط هم شما نمی توانید تضمین کنید که هیچ عنصر نامطلوبی را به مجموعه وارد نکرده باشید و از همه مهم تر، این جا شما فرض را بر این گذاشته اید که موش های ارزش خوار در اثر استخدام یا انتخاب افراد جدید به شرکت وارد شده اند. اما بزرگ ترین آسیب ها را در مجموعه های خرد و کلان، خود مدیران وارد می کنند، چرا که این مدیران ارشد و عامل هستند که مثلاً به مدیر فروش دستور می دهند که به فلان شخص، فامیل یا دوستی با قیمت متفاوتی کالا بفروشد.

با این توضیح به نظر می رسد، اگر مدیران بالادستی قوانین و مقررات و مصوبات را رعایت کنند تأثیر بسزایی در جهت رشد مجموعه گذاشته خواهد شد.

به یقین همین گونه است و البته باید به این توجه داشت که بسیاری از این عناوین که شما با نام مدیران بالادستی به آن ها اشاره کردید، در اساس چه مجموعه های خصوصی، چه دولتی، صلاحیت قرار گرفتن در این مناصب را نداشته اند. برخی به سبب ارتباط با مالک یا فرزند مالک شرکت، صاحب منصب شده اند. برخی به سفارش فلان مقام و گروهی که در حد اداره کردن یک فروشگاه بوده اند اما به دلایلی 5 تومانشان 50 تومان شده و با خرید یک سرویس میز و صندلی که همرنگ صابون دستشویی شان هم هست، به این نتیجه رسیده اند که می توانند صد نفر را مدیریت کنند و البته برخی هم حتی فکر می کنند که باید رئیس جمهور می شدند ولی حقشان ضایع شده.

در این خصوص حضرت مولانا می فرمایند:

از علی میراث داری ذوالفقار                               بازوی شیر خدا هستت، بیار

ذوالفقار بر سر کمر علی (ع)، ذوالفقار است نه سر کمر عمروعاص، این علی بود که ذوالفقار را به برندی در میان میلیارد ها شمشیر تبدیل کرد. امیدوارم به این نوع از برند سازی توجه شود که در میان مردمان آن زمان با آن ویژگی های عجیب و غریب، شخصی شمشیری متفاوت با دو سر تولید می کند و برای شمشیرش هم نام انتخاب می کند و پس از چهارده قرن هنوز آن برند شناخته شده است و به همین دلیل است که می فرماید:

شرف المکان بالمکین

موارد مهمی را که اشاره کردید، اغلب درون سازمانی بود. از موانع برون سازمانی چه نکته ای برای خوانندگان نشریه ما دارید؟

پاسخ به این پرسش شما مثنوی هفتاد مَن که چه عرض کنم مثنوی هفتاد تُن می خواهد، اما به چند جمله اشاره می کنم. زمانی آقای نیکسون رئیس جمهور آمریکا گفته بود که "برخی از بهترین تصمیم هایم را در زمانی گرفتم که در بحرانی ترین شرایط قرار داشتم" در واقع برای حل مسئله به یک پختگی خاص رسیده بودند. بنده می خواستم نامه ای به ایشان بنویسم و بگویم "جناب آقای رئیس جمهور تشریف بیاورید ایران تا خدمتتان عرض کنم که آن چه شما بحران می نامیدش، شرایط عادی و روز مره ماست و اگر شما با آن شرایط به پختگی رسیده اید، حرف بنده و امثال بنده در ایران این است که: "خام بُدم، در این بحران ها پخته شدم، آی هوار سوختم".

شما به بحران ها و مدیریت بحران اشاره دارید؟

بله با این شرح که ما در اقتصاد مبحثی با همین نام یعنی "مدیریت بحران" داریم. تفاوت در این است که امروز در برخی از کشورهای پیشرفته به شرایطی می گویند بحرانی که در ایران ما، آن شرایط بخش جدا نشدنی زندگی ما شده است تا جایی که ما دیگر نمی دانیم که بحران یعنی همین که هر روز داریم و با آن رفیق گرمابه و گلستان شده ایم.

آن شیر درنده خطرناک ویرانگر را که غربی ها بحران صدا می کنند ما در ایران او را "پیشی" (همان گربه سوسول) خطاب می کنیم. اگر اژدهای هفت سر بحران ما که هر سرش هم هفتاد سر دارد، به کشورهای غربی برود، در کمتر از یک ماه آن ها را از صفحه روزگار محو می کند.

این تفاوت مثل رانندگی مان است. غربی ها به یک سبک از رانندگی کردن می گویند بی انضباطی، به یک روش هم می گویند رانندگی خطرناک و بحران زا و عامل تولید فاجعه شهری؛ باور کنید رانندگی ما در ایران، تقریباً به جز عده معدودی، مابقی جزو همان گروه فاجعه بار هستند.

می توان نتیجه گرفت که روش مدیریت بحران ما با سایر کشورها تفاوت هایی دارد؟

بسنده می کنیم به فرمایش حضرت مولانا: بر اثر اتفاقی مهار شتری به دست موش افتاد. موش دچار توهم شد که من چه پهلوانی هستم که مهار شتری این چنین را به دست گرفته ام و به هر سوی می کشانم. راه را ادامه دادند تا بر لب جوی آبی رسیدند و موش ایستاد. شتر گفت چه شد ای رفیق کوه و دشت؟ چرا حیرانی؟ برو پای در آب بگذار و مهار مرا هم با خود بکش. مرا در بین راه رها نکن. موش گفت که این آب بسیار عمیق است و من می ترسم که غرق شوم رفیق. شتر گفت اجازه بده من به درون آب بروم و ببینم که چقدر عمق دارد و رفت و رو به موش گفت: بیا جای نگرانی نیست، این آب تا زانوی من است و موش در پاسخ گفت اگر این آب تا زانوی جنابعالی است، صد گز از سَر بنده می گذرد و اگر برای تو مثل مورچه است برای بنده به مانند اژدها است.

گر تُرا تا زانو است ای پُر هُنر                                مَرمَرا صد گز گذشت از فرق سَر