مصاحبه های مدیر عامل در ویژه نامۀ رسمی دوازدهمین نمایشگاه

ویژه نامۀ رسمی دوازدهمین نمایشگاه بین المللی لوازم خانگی

شماره 48

بنتاتی نامی آشنا در صنعت لوازم آشپزخانه است. بنتاتی یک برند کاملا ایرانی است که از 6 کشور اروپایی و آسیایی محصولات خود را با کیفیت جهانی در ایران عرضه می کند. این لغت ریشه کردی دارد و به معنی نوعی انگور است. بردیا پالاهنگ مدیر خوش ذوق این برند یک ایرانی است که توانسته در مدت کوتاهی که از فعالیت اش می گذرد این همه آوازه برای آن دست و پا کند. مصاحبه با او امسال فضای متفاوتی داشت. در این گفت و گو به بسیاری از مسائل مؤثر در مدیریت واردات و برندسازی و ... اشاره کرده و به برخی ابهام ها در مورد فعالیت های بنتاتی پاسخ داده است که می خوانید:

گفت‌وگو با بردیا پالاهنگ مدیر «بنتاتی»:

با حفظ اصول حرفــــه ای، به راهمان ادامه می دهیــــــم.

عرضه محصولات جدید بنتاتی تا چند روز آینده آغاز می شود

با توجه به این که محصولات شما وارداتی است، نوسانات اخیر بازار ارز و مشکلات مشابه بر کسب و کارتان ممکن است اثر منفی گذاشته باشد، چه طور این موضوع را مدیریت کرده‌اید؟

هر چند وضعیت اقتصاد کشور در شرایط خاص است اما این مشکلات در یک بخش ‌هایی قابل پیش ‌بینی بود. ما در استراتژی کلی شرکت این پیش ‌بینی‌ ها را انجام داده بودیم و از قبل می ‌دانستیم که اقتصاد کشور وارد مجموعه ‌ای از مسائل خاص می‌ شود. عوامل آن مشخص بود. با وجود پیچیده بودن وضعیت، این مشکلات قابل پیش ‌بینی بود. پیش ‌بینی می‌ شد که بنتاتی با مشکل مواجه خواهد شد. اما با توجه به استراتژی که برای عبور از چنین شرایطی در این شرکت وجود دارد و با آمادگی که از قبل انجام داده بودیم، موفق شدیم اوضاع را به خوبی مدیریت کنیم و در داخل سازمان حداقلِ مشکلات را داشته باشیم. همین انسجام و برنامه ‌های داخلی به ما این امکان را داد که با مشکلات بیرونی به خوبی رو به ‌رو شویم و آن ها را مدیریت کنیم. در یک نگاه کلی ‌تر به موضوع، همان‌ طور که در جاهای دیگر هم مطرح کرده‌ ام اعتقاد دارم که ما قبل از تحریم‌ ها و مشکلاتی که در حال حاضر با آن رو به ‌رو هستیم دچار نوعی از "خود تحریمی" شدیم که بیشتر از تحریم‌ های خارجی به ما آسیب زده، از جمله یکی از این خود تحریمی ‌ها سوء مدیریت است. ما با تکیه بر اصول مدیریتی صحیح و سنجیده توانستیم از این مرحله عبور کنیم گرچه در شرایطی که کالا در بازار کم شده، فروش اجناس وارداتی با توجه به سقوط ارزش پول ملی به صرفه نیست اما ما در جهت عکس حرکت کرده ‌ایم. این وضعیت باعث شده خیلی‌ از تجار دهک‌ های پایین جامعه را از دست بدهند. ما عکس این روند را طی کردیم با طی این روند برخلاف تصور عمومی باید بگویم بنتاتی با کم‌ ترین آسیب از این بحران‌ ها عبور کرده است.

لطفاً در مورد استراتژی که براساس آن عمل کرده‌اید بیشتر توضیح دهید؟

حل این مشکلات یک شبه اتفاق نمی افتاد چرا که یک شبه به وجود نیامده و در حقیقت ساختار خرد و کلان اقتصادی می بایست براساس اصول حرفه ای شکل می گرفت که نگرفته است. این معضل سوء مدیریت در تمام سطوح این کهن بوم و بر متأسفانه صادق است چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی. در این سال ها بکرات شاهد مشکلات و بحران های دوازده ریشتری بوده ایم که بخش قابل توجهی از آن ها قطعاً ریشه سوء مدیریت داخلی داشته است. از سوی دیگر برخی ها که زمانی فروشگاه داری می کرده اند و توان مدیریت یک زنجیره چند ده نفری از مشتری را داشته اند با کسب مقداری سود تصمیم گرفته اند وارد تجارت بزرگ تر شوند در حالی که این کار نیاز به پشتوانه بسیار قوی دارد. پاسخگویی حرفه ای به مشتریان در این سطح، دانش و توان می طلبد. ممکن است کسانی در یک مدت زمان کوتاه، به اصطلاح قدیمی ها، این کلاه آن کلاه کنند اما این موضوع هم حدی دارد. این موضوع با عنوان "ورشکستگی پنهان" در اقتصاد شناخته می شود. موضوع دوم هم مدیریت کردن است، هر شرایطی مدیریت خاص خود را می طلبد، برخورداری از دانش مدیریت، شفافیت در کار و برنامه ریزی و عمل مو به موی برنامه ها توسط همه اعضاء می تواند یک مجموعه را به موفقیت برساند. یک طنز در میان علاقه مندان به فوتبال رایج است که با اوضاع فعلی کشور ما همخوانی دارد. پرسپولیس با یک تیمی مسابقه داشته، مربی آن تیم از همه بازیکنان خواسته بود که "مراقب علی پروین" باشند و او  را مهار کنند، به محض شروع بازی، یکی از بازیکنان خودی، یک گل به خودشان می زند، مربی به همه روحیه می دهد و می گوید که مشکلی نیست مراقب علی پروین باشید. چند دقیقه بعد باز همان شخص یک گل دیگر به خودشان می زند، مربی باز هم می گوید، اتفاقی است که پیش آمده ایرادی نداره، بچسبید به علی پروین، دو دقیقه بعد باز هم همان شخص یک گل دیگر به خودشان می زند که مربی داد می زند، آقایان علی پروین را رها کنید غصنفر را بگیرید. حال و روز ما در این مملکت این است.

در واقع شما به وجود یک دانش خاص در مدیریت و همچنین در واردات اشاره می‌کنید؟

به اعتقاد من اگر در عرصه واردت، چه در بخش دولتی و چه خصوصی، حرفه ای عمل می کردیم و یک استراتژی مناسب پایه ریزی و اجرا می کردیم یقیناً هم وارد کننده، هم مصرف کننده و هم تولید کننده ها سود می کردند. ما چرا باید دفتر مشق و دسته بیل و ... وارد کنیم؟ یعنی ما در فهم توان تولید داخلی مشکل داریم؟ این موضوع را هر آدمی که دو کلاس سواد دارد هم می فهمد، خروج چند میلیارد دلار ارز از کشور برای وارد کردن عروسک در این شرایط چه توجیهی دارد؟ این نشان دهنده چیست؟ مگر ما می گوییم عروسک و بیل و دفتر نخواهد و نخرد؟ خیر ما که می دانستیم این نیاز را در کشور داریم چرا به جای حمایت از تولید کننده در این بخش ها به سراغ کارهای دیگر رفتیم؟ حداقل بخشی که از توان تولید داخلی خارج بود را برای بخش واردات تعریف می کردیم. برای واردات حرفه ای اول باید تحقیق و بررسی و نیازسنجی انجام گیرد بعد محصول مورد نیاز وارد بازار شود. عمل کردن برخلاف این اصل سه سر باخت است، هم وارد کننده، هم مصرف کننده و هم تولید کننده داخلی از این سیاست ها متضرر می شوند.

آقای پالاهنگ، این اشتباه مسئولان را هم به فکر انداخت و از دل آن قانون ممنوعیت واردات در آمد که از جمله آن ممنوعیت واردات لوازم خانگی هم هست، این نوع از سیاست ‌ها را چگونه ارزیابی می‌ کنید؟

این سیاست ها به ثمر نمی رسد، چون یک استراتژی باید خوب تعریف و خوب اجرا شود. در جنگ اُحُد استراتژیست پیامبر اسلام (ص) بود. چه کسی بالاتر از ایشان، اما اجرای غلط استراتژی که همان رها کردن تنگه احد بود از طرف عده ای باعث شکست شد. این سند دینی و تاریخی پاسخ و راه حلی برای ما است. وقتی چنین قانونی وضع شود و برای یک گروه اعمال شود و برای یک گروه دیگر نه، در اجرا به مشکل برخواهد خورد و به نتیجه نمی رسیم. ما این همه قانون خوب در کشور داریم که عدم اجرای درست باعث شده اثری از آن در جامعه نمود پیدا نکند. به طور کلی باید گفت، ممنوعیت به هیچ عنوان نمی تواند کار ساز باشد، اساساً مدیریت اقتصادی دستوری انجام پذیر نیست. بالاخره یک نیازی در کشور وجود دارد، پاسخ ندادن به این نیاز، بازار چه کسانی را گرم می کند؟ غیر از این است که قاچاقچیان و رانت خواران از این موضوع استفاده خواهند برد؟ این گونه تصمیمات باید کارشناسی و براساس اصول حرفه ای انجام شود. اقتصاد علم دستوری نیست، منطق اقتصاد استدلالات ریاضی است. شما قانون بگذارید که از فردا دو ضرب در دو مساوی است با هفت. این غلط است و فرجامی جز شکست در پی نخواهد داشت یعنی ما بعد از این همه سال هنوز اصرار داریم که در حاصل ضرب دو در دو شاید رقم دیگری به دست آید؟

این قوانین مشخصاً چه اثری بر فعالیت بنتاتی خواهد داشت؟

ببنید، ما همیشه واقعیت ها را گذاشتیم روی میز و اعتقاد داریم ندیدن واقعیت ها خواه ناخواه آسیب جدی به هر مجموعه ای وارد خواهد کرد. چه یک شرکت پنج نفره باشد و یا کشوری هفتاد میلیونی. اگر واقعیت ها را خوب ببینم و براساس آن برنامه و استراتژی بنویسیم موفق خواهیم بود. نوشتن استراتژی براساس واقعیت یکی از مهمترین تضامین بقا، رشد و توسعه است. پیش بینی ها دقیق تر انجام می شود و ریسک ها به حداقل می رسد.

محوری ترین برنامه ها در بنتاتی برند سازی بوده؛ پس در طول این مسیر بحران ها و مشکلات را باید مدیریت کرد. وقتی برنامه دراز مدت است، قاعدتاً باید منابع مالی به حد کفایت باشد که یکی از عوامل مهم در مدیریت بحران است. کسی که در ایران وارد عرصه اقتصادی می شود می داند بخشی از کارها با بحران ها گره خورده، پس باید آماده مقابله با این بحران ها باشد. نکته بسیار مهم در بنتاتی این است که آن چه به نظام داخلی و سازمان ما مربوط می شود، مو به مو اعمال و اجرا خواهد شد. مثلاً یک قانون در مورد فروش به همکاران داخلی داریم، اگر از این قانون حتی در مورد خود من تخطی شود قاعدتاً من اولین کسی خواهم بود که متخلف را توبیخ می کنم.

سال گذشته شما وارد فاز 3 توسعه شرکت شدید. در حال حاضر در چه وضعیتی هستید؟

امسال تمام برنامه هایی که در آن فاز تعریف کرده بودیم به انجام رسیده، به شدت داریم روی ارتقای کیفیت کار می کنیم. علاوه بر آن روی معرفی کالاهای جدید متمرکز شدیم. با وجود این شرایط سخت، طی چند روز آینده محصولات جدید را در حجم وسیع به بازار معرفی می کنیم. اطلاع رسانی در این مورد براساس استراتژی تبلیغاتی انجام می شود. خرید را در حجم بزرگی انجام دادیم و توانستیم بهترین انتخاب ها را داشته باشیم.

قاعدتاً سؤالی که در این شرایط به ذهن می‌ رسد در مورد قیمت این کالا‌هاست؟

یکی از ویژگی های ما این است که صد در صد مالکیت بنتاتی در اختیار ماست. سیاست گذاری و استراتژی ها هم توسط خودمان تعیین می شود.

ما به دنبال برند سازی در سطح کلان هستیم. در این راه، یکی از اساسی ترین نکات، پوشش دهی دهک های بیشتری از جامعه است. ما برای حفظ کیفیت یکسان در عین برخورداری از تنوع کالایی کوشیده ایم و به نتیجه هم رسیده ایم.

منابع مالی هم بسیار مهم است. ما خرید هایمان را در سطح کلان و در تیراژ بالا انجام می دهیم که این خود باعث کاهش قیمت تمام شده خواهد شد. در نهایت به امید خدا تمام تلاش خود را خواهم کرد که با مناسب ترین قیمت ها به دست مصرف کنندگان گرامی برسد. در رابطه با قیمت عرض کنم که ما برخلاف بسیاری از سایرین، در عین ناباوری تنها یک بار در طول کل سال افزایش قیمت داشته ایم که آن هم بسیار ناچیز بوده و این موضوع به نوبه خود در این شرایط اقتصادی شاهکار به حساب می آید.

برنامه جذب نمایندگی به کجا رسیده است؟

در حال انجام مذاکرات نهایی هستیم و از هفته های آینده از روش و طرح ارائه محصول از طریق نمایندگی ها استفاده خواهیم کرد.


شماره 48

بخش اول گفت و گوی اقتصاد و زندگی با آقای پالاهنگ مدیر بنتاتی را در شماره قبل خوانده اید، اینک بخش دوم و پایانی این گفت و گو را بخوانید:

بردیا پالاهنگ مدیر بنتاتی:

کافی است مــــــدیران کارها را به کاردان ها بســپارند تا توســعه همه جانبه کشــور را شــاهد باشــیم.

 

در شرایط کنونی، شما نقش شرکت ها را در بهبود اوضاع چگونه می بینید و بفرمایید که بنتاتی در همین راستا چگونه عمل کرده است؟

شرکت ها مثل خانواده هایی هستند که باید سالم باشند و خود را حفظ کنند، هر یک باید سهم خود را به وطن، دین و آرمان شان ادا کنند. در واقع بهترین عمل این است که کارمان را درست انجام دهیم. در بحث مسئولیت های شرکت ها یکی از مهم ترین آن ها، مسئولیت های اجتماعی است. عمل به وظایف اولیه و زیرساختی می تواند شرکت ها را متعهد تربیت کند تا به مردم و کشورشان خدمت کنند. بخشی از این وظایف عبارتند از:

- عرضۀ کالا با قیمت های مناسب و عادلانه که به دهک های بیشتری امکان خرید بدهد:

در این رابطه بنتاتی با توجه به عمل به سیاست گذاری های مصوب خود موفق بوده که به برخی از آن ها اشاره می کنم مانند لحاظ نکردن هزینه های تبلیغ و اطلاع رسانی در قیمت تمام شده و ثبت آن به عنوان سرمایه گذاری، خرید در تیراژ بالا برای کاهش قیمت تمام شده، عدم افزایش قیمت های ناگهانی و متعدد که در طول کل سال فقط یک بار اتفاق افتاده که در نوع خود بی نظیر است و عدم طمع و زیاده خواهی در سود. 

- برخورد با گران فروشی:

در بنتاتی به محض اطلاع یافتن از موارد گران فروشی، بلافاصله واحد بازرسی شرکت پیگیری کرده و موضوع را حل و فصل می کند.

- عدم زیر فروشی

به لطف خدا هرگز این عمل ناشایست در بنتاتی اتفاق نیافتاده و نخواهد افتاد.

- اطلاع رسانی شفاف و صحیح به مخاطبین:

در این بخش به جرات می توانم ادعا کنم که عملکرد بنتاتی هم طراز با برترین شرکت های جهان است و کمتر شرکتی تقویم اجرایی اش را با این دقت و کیفیت اجرا می کند.

- استخدام نیروی کار بر اساس توانمندی افراد و نه روابط خویشاوندی و ...:

در این مورد کسانی که هیأت مدیره ما را می شناسند، خوب می دانند که هرگز چنین خیانتی نه به خویشاوندان مان می کنیم و نه به دیگران. اعضای خانوادۀ خودمان هم فرایندی را طی می کنند که دیگران انجام می دهند.

- یکسان سازی قیمتها:

قیمت های بنتاتی در سراسر کشور یکسان است.

- عرضۀ کالاهای به روز بر اساس معیارهای جهانی:

بنتاتی در همین سال جاری که از نظر اقتصادی جزو خاص ترین سال هاست، کالاهای کم نظیری را به سبد کالاهایش افزوده که انشا الله تا چند روز آینده قابل عرضه است.

- ایجاد فضای کاری حرفه ای که سبب رشد همکاران و مخاطبین شود:

در تمام دوران کاری تلاش کرده ایم تا مهارت و تجربه های مدیران و اعضای هیأت مدیره را که در طول سال ها و در شرایط گوناگون به دست آمده است، در اختیار همه قرار دهیم. باور کنید گاهی اوقات برای موضوعی ساعت ها با همکاران برای درک عمیق تر مطلب گفت و گو می کنیم و برای هر کاری فرایند مشخصی را تعریف کرده ایم.

- تحقیق:

در بنتاتی هیچ کاری بدون تحقیق و تهیۀ گزارش های دقیق به انجام نمی رسد. در تمام واحد ها و همه مراحل، از نیاز سنجی گرفته تا خرید و فروش، از برآورد رقبا تا جزئیات ارتباط با مشتریان و اطلاع رسانی و ...

- حمایت از مراکز علمی، هنری، فرهنگی و خیریه:

در این قسمت نیز یکی از مجموعه های خودمان به طور صد در صد به امور فرهنگی مشغول است که به لطف خدا جزو بهترین هاست و موفق است.

- ارتقا سطح فرهنگ مخاطب:

بنتاتی با ارائه محصولات با کیفیت و مناسب با نیاز روز جامعه، علاوه بر توجه به طراحی و ظاهر مناسب محصول، سلامت خانواده را نیز مد نظر قرار داده است. امروزه این موضوع برای مصرف کنندۀ غربی بسیار حائز اهمیت است.

بسیاری موارد دیگر قابل ذکر است که شاید در حوصلۀ این جلسه نباشد.

مواردی که شما اشاره می کنید اگر چه به نظر ساده می آیند اما در عمل کم تر مجموعه ای توفیق دستیابی به آن را دارد.

عمل به این موارد در درجۀ نخست، ایمان و باور می خواهد. ایمان به یک ارزش و باور به یک آرمان.

جالب است بدانید که همین امروز که با هم گفت و گو می کنیم، روز شهادت سردار ملی ستارخان است که خدایشان بیامرزد. به نظر شما زندگی این بزرگوار برای ما کافی نیست که به توانایی های انسان ایمان بیاوریم؟

صد سال پیش در همین مملکت، مزدور روس که با وطن فروشان ایرانی هم پیمان شده بودند، پرچم روسیه را به ستارخان دادند و گفتند: اگر این را روی بام منزلت نصب کنی، در امان خواهی ماند. ایشان پرچم را نگرفتند و فرمودند: من می خواهم هفت دولت زیر بیرق ایران باشد. تو بیرقت را می دهی که من بر در خانه ام بزنم؟ و به آن ها حمله ور شد و پیروز گردید.

توجه کنید که در آن روزگار، ایشان با چند نفر از شرافتمندان کشورمان در برابر سپاهیان بی شمار داخلی و خارجی ایستادند و سرافراز ماندند.

پس باور کنیم که می توان.

در واقع شما به پذیرفتن مسئولیت در قبال مردم و کشورمان در هر صنف و شغلی اشاره می کنید.

بله، این اعتقاد به شما چنان قدرتی می دهد که هر کار درستی را با سربلندی و افتخار انجام می دهید.

هر کسی باید سهم خود را بدهد. اگر به این باور برسیم، دیگر نمی توان ویرانی هایی که در اثر غلط های مکرر به وجود آمده است را با کج فهمی از دین خدا به گردن تقدیر و خواست خدا انداخت. این تفکرات خود نوعی از افترا به خداست. آخر مگر خدای رحمان و رحیم، همان خدایی نیست که پیامبر اکرم (ص) را که در گروه اقلیت بود بر سپاه زر و زور ابوسفیان و بنی امیه مسلط کرد؟ و جناب کوروش را بر شیطان زمان، پادشاه بابل، چیره گرداند؟

پس مشکل از کجاست؟ مشکل از خود ماست. ما که دچار جهل مرکب شده ایم. بله تک تک ما در برابر خودمان و کشور و دین مان و در پیشگاه خدا مسئولیم.

متفکری می گوید: دنیا محل خطرناکی است، نه به خاطر عمل آدم های بد بلکه به خاطر بی عملی آدم های خوب.

شما سهم افراد را در راه توسعه و حل مشکلات گفتید. بر گردیم به بحث مدیریت، مایلم در این رابطه بیشتر صحبت کنید.

در این خصوص بارها صحبت کرده ایم. در حقیقت در کشور ما مدیریت خصوصی و دولتی در خیلی جاها دچار بحران های الفبایی است. یکی از بدیهی ترین امور در مدیریت، انتخاب افراد لایق و کاردان است که اگر چنین شود، ایشان هم پس از انتصاب، کارمندان خود را براساس شایستگی ها و توانمندی های حرفه ای شان منصوب خواهند کرد. بنابراین در چنین وضعیتی علاوه بر حل بحران و مشکلات، شاهد پیشرفت و توسعۀ همه جانبه خواهیم بود. چرا که در جامعۀ شایسته سالار، امید ایجاد می شود و همگی تنها راه رسیدن به موفقیت را کسب دانش و معرفت و تجربه اندوزی در کار و حرفۀ مورد علاقه شان می دانند و در این راه هر بهایی را می پردازند و صبر می کنند تا به حق شان در زمان خودش برسند. کافیست همین مورد را در کشور ما بررسی کنید. بسیار دیده ایم که تلاش برای کسب دانش جای خود را به چاپلوسی داده، جهد در کسب معرفت جای خود را به ریا و نفاق داده و به جای سعی در آموختن حرفه ای کار، به دنبال ارتباط با فلان کس می گردند تا بتواند یک شبه راه صد ساله بروند.

در چنین شرایطی متقاضی کار هم دیگر حوصلۀ وقت گذاری پنج یا ده ساله ندارد که بخواهد به موفقیت برسد. چون هر روز می بیند که کسانی با یک پنجم لیاقت خودش، مدیر فلان جا شده اند.

حضرت مولانا می فرماید:

موضع رُخ،شــــــه نهی ویرانی است

موضع شـــه اسب هم نادانی است

یعنی هرکسی سر جای خود نباشد شرکت، خانواده و کشور نابود می شود.

به نظر این معضل در عین پیچیدگی راه حل های ساده ای دارد که باید آن ها را شناخت و به آن ها عمل کرد. این طور نیست؟

همین طور است. حتی در میان جامعه ای که همه لایق و دانشمند باشند، قابلیت ها و نوع توانایی ها متفاوت است.

معلم باید معلمی کند و پزشک هم طبابت. جای این دو عوض شود، ویرانی به بار می آید. فهم این موضوع که پیچیده نیست.

الان کسی به بنده بگوید بفرمایید در اتاق عمل و یک بیمار مبتلا به ضربۀ مغزی را مداوا کنید، خوب پاسخ مشخص است. بنده این کاره نیستم. در جهان امروز هر شغلی مهارت های خاص خود را می خواهد.

در کشور ما یک جمله ای هست که همه شنیده ایم که می گویند فلانی آچار فرانســــه است. باور کنید اغلب این آدم ها حتی بیل زدن حرفه ای هم بلد نیستند. فقط توهم دارند و در واقع همه کاره و هیچ کاره اند.

فکر می کنید چه زمانی شرکت های ایران مانند شرکت های بزرگ میتوانند در بازارهای جهانی سهم جدی داشته باشند؟

این سرزمین گرامی، روزگاری در اقتصاد و نوآوری و علوم روز، جایگاهی منحصر به فرد داشته است. هم چنین در اخلاق و کمالات و در هنر و ادبیات و عرفان.

قطعاً رسیدن به آن قله های افتخار، شدنی است. اما به بهای تحقیق، برنامه ریزی، شایسته ســالاری، اجرای دقیق برنامه ها و سایر شاخص های حرفه ای.

حضرت مولانا می فرماید:

کار پاکــان را قیــــاس از خود مگــیر

گرچه ماند در نبشــتن شـیر و شـیر

هر دو گون زنبــور خوردنــــد از محل

لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل

صد هزاران این چنیـــن اشــــباه بین

فرقشــان هفـتـــــاد ســـاله راه بین

سرانۀ کار مفید در ژاپن از هشت ساعت، هشت ساعت است. در آلمان، هفت ساعت و چهل دقیقه و در ایران؟ بیست دقیقه!

به نظر شما خداوند عادل اجازه می دهد که ما و آلمانی ها و ژاپنی ها به یک میزان از این عالم برداشت کنیم؟

ما برای این که به آن ها برسیم، آن ها را نفرین می کنیم که الهی شکست بخورند.

گویی پروردگار عالم هم دست از همۀ جهان کشیده و منتظر سفارش های ماست که کجا را نابود و کجا را آباد کند!

مایلم نظرتان را در مورد شرکت های موفق داخلی بدانم.

در برابر همۀ آن ها سر تعظیم فرود می آورم. درود می فرستم به همۀ کسانی که به خلق خدا خدمت می کنند. مگر نه این است که عبادت به جز خدمت خلق نیست. از رشد و موفقیت شرکت های هم وطنم احساس غرور و افتخار می کنم. بنده کسانی را که سفره پاکی را گسترده اند و صادقانه کار می کنند، همان جهاد گران در راه خدا می دانم و یقین دارم که آینده از آن ایشان است. این وعده ای است که خداوند داده است.